مرتضى مطهرى

305

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وظيفه‌اى نسبت به والدينش ندارد كه بخواهد نفقهء آنها را بدهد ؛ باز هم اگر وظيفه‌اى باشد به عهدهء دولت است . اگر چنين مثالهايى بياورند ، جاى بحث است كه ما بگوييم آيا واقعاً اين‌طور است ؟ يعنى آيا بعد از آنكه اجتماع تكامل پيدا كرد ، اين كارِ صحيح و درستى است كه بچه‌ها از محيط خانواده خارج شوند و در اختيار دولت گذاشته شوند ؟ يا اينكه نه ، اين كار اساساً غلط است ؟ كما اينكه الآن ما [ اين‌طور ] معتقديم ؛ يعنى زندگى خانوادگى - كه يك زندگى طبيعى است - و پرورش فرزند در دامن والدين ، اصلى است كه بايد براى هميشه باقى بماند . اما اگر به حكم عقل و علم صد درصد بر ما ثابت شود كه مصلحت بشريت ايجاب مىكند كه فعلًا آن جور نباشد ، هيچ مانعى ندارد كه همان حرفها را بزنيم . در آن صورت حقوق والدين كمتر مىشود . اسلام هم كه گفته ، در آن شرايط گفته است . شرايط كه تغيير كرد ، [ تغيير قوانين ] مانعى ندارد . ولى ما بايد اين مطلب را از اساس مطالعه كنيم كه آيا حرف درستى است يا نه ؟ . اين بحثى كه آقاى مهندس طرح كردند ، بحث خوبى است ولى يك مقدار بايد آن را بسط داد كه قوانين اسلام چهار دسته است : يك دسته به روابط انسان با خدا مربوط است ، دستهء ديگر به روابط انسان با خود ، دستهء سوم به روابط انسان با طبيعت و دستهء چهارم به روابط انسان با انسان ، و همين جور على الاميال نگوييم : چون دنيا متغير است ، همه چيز تغيير مىكند . بايد ببينيم چه تغييرات جبرى و لازم و ضرورى در جهان به وجود آمده است كه ايجاب مىكند ما در ارتباطمان با خدا يا با خودمان يا با طبيعت و يا با انسانها تجديدنظر كنيم ، [ و گرنه ] ما به اين كلّيت قبول نداريم . قبلًا هم گفتيم بايد برويم دنبال موارد و مصاديق و جزئيات . ما در جلسهء پيش طرح كرديم كه به گفتهء فقها وضع احكام اسلامى از نوع قضاياى حقيقيهء منطق است نه از نوع قضاياى خارجيه . خلاصهء مطلب اين است كه اسلام به افراد كار ندارد ، بلكه حكم را روى حيثيات و عناوين كلى مىبرد و اين كار نوعى قابليت انعطاف ايجاد مىكند . آيا مفهوم قضايا تغيير مىكند ؟ مسئلهء دومى كه ايشان ذكر كرده‌اند اين است كه مىگويند :